تبليغاتX
مرداد
تازگی این مطلب را خوندم خیلی خوشم اومد گفتم بزارمش اینجا که شما هم بخونید و لذت ببرید

به مهربان ترین

گفتم: چقدر احساس تنهایی می کنم

گفتی: من که نزدیکم   بقره 186

گفتم: تو همیشه نزدیکی من دورم کاش می شد بهت نزدیک بشم

گفتی:هر صبح و عصر پرودگارت را پیش خودت با خوف و تضرع وبا صدای اهسته یاد کن  اعراف 205

گفتم: این هم توفیق می خواد

گفتی : دوست نداری خدا ببخشتتون   نور 99

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی:پس از خدا بخواه ببخشتتون و بعد توبه کنید  هود 90

گفتم:با این همه گناه اخه چیکار می تونم بکنم؟

گفتی: مگه نمی دونید خداست که توبه رو از بندهاش قبول میکند  توبه 103

گفتم:من که روی توبه ندارم

گفتی:(ولی) خدا عزیز و داناست او امرزنده گناه است و توبه پذیر   غافر 203

گفتم: با این همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی:خدا همه ی گناه ها را می بخشه  زمر83

گفتم:یعنی بازم بیام ؟ بازم منو میبخشی؟

گفتی:به جز خدا کیه که گناه ها رو می بخشه  ال عمران 135

گفتم:نمی دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم  عاشقت میشم !......توبه می کنم

گفتی: خدا هم توبه کننده ها و هم اونهایی که پاک هستند رو دوست داره  222

گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: خدا برای بنده هاش کافی نیست؟  زمر 36

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟

گفتی: ای مومنین خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب  تسبیحش کنید او کسی هست که خودش و فرشته هاش بر شما درود ورحمت میفرستند تا شما رو از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون بیارن خدا نسبت به مومنین مهربونه  احزاب 41 43

با خودم گفتم خدا .... خالق هستی.....با فرشته هاش ....... به ما درود می فرستند تا ادم بشیم ..............خدااااااااااا شکرت شکرت شکرت

 

نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 19:12 توسط ماه 5ام| |
چرا کشور ما اسلامیست؟

همیشه فکر می کردم که اگر یک غریبه وارد کشور ما بشود از کجا می فهمد که ما مسلمانیم؟

از اینکه نیم ساعت باید بگردی  تا یک مسجد پیدا کنی

از اینکه هیچ وقت صدای اذان را نمی شنوی

از اینکه دروغ را بیشتر از راست می شنوی

از اینکه برای اینکه پولت حلال باشه پدرت درمیاد

از اینکه خمس وزکات نمیدیم اما میریم جشن نیکوکاری یک پتو میدیم کلی هم احساس معنوی میکنیم

از اینکه  روز میلاد امام رضا (ع)  تنها فرقش با روز های دیگر در تبلیغ های تلویزیون است که با تبریک میلاد کالای خود را تبلیغ میکنند

از اینکه .............

نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 4:2 توسط ماه 5ام| |

به نام خدا

توی این چند وقتی که دارم رانندگی می کنم به قوانین نانوشته ای پی بردم که به نظرم برای رانندگی در تهران از قوانین آیین نامه مهم تر هستند

1 دو ثانیه هم دو ثانیه هست  اگه دیدی یه ماشین یه ذره سرعتش را کم کرد یا یه لحظه ایستاد سریع باید ازش بزنی جلو

2خیلی از راننده ها هر دو ثانیه یک بار بوق ماشینشون را امتحان می کنند تا مطمئن شوند بوقشون سالم است

3  حق تقدم و فرعی به اصلی یک توهم هست هر جا که تو باشی اونجا خیابان اصلی و در هر شرایطی حق تقدم با شماست

4  خیابان ملک مطلق رانندگان تاکسی است در ضمن توی خیابان از 3 چیز باید حذر کرد راننده تاکسی . راننده آژانس و وانت

5 هر چه مدل ماشین بالاتر تبعیت از قوانین کمتر

6 هر چی مرد تر(از لحاظ جنسیت) باشی راحتتر می توانی عبور ممنوع بری

7 ...............

نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 1:26 توسط ماه 5ام| |
همیشه این وقت ها که می شد می نشستم و با خودم فکر می کردم که امسال هنگام

تحویل سال چه دعایی بخوانم واز خدا برای سال جدید چه بخواهم

همیشه هم یک خواسته کله  گنده مثل رفتن به دانشگاه  یا ازدواج یا ........  ذوق وشوق من را برای

استقبال از بهار و نشستن سر سفره هفت سین بیشتر می کرد

اما امسال هر چه فکر می کنم خواسته ای به ذهنم نمی رسد  نمی دانم نداشتن آرزو خوب است یا بد

می خواهم امسال  خودم را به خدا بسپارم و ببینم خدا چه چیزی تو کاسه زندگی ام می گذارد

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 8:53 توسط ماه 5ام| |
به نام خدا

نمی دانم چه کسی با چه نیتی به امام زمان (عج) گفته :به خوبا سر می زنی مگه بدا دل نداردن

اما به نظر من این جمله از موانع ظهور هست.جمله ای که به بد ها حق میده بدون هیچ تلاشی بخواهند حضرت را ببینند.

خیلی جالبه این آدم ها توقع دارند برای دیدن حضرت  این حضرت باشه که پا پیش بذاره

..........

نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 8:55 توسط ماه 5ام| |

آمد نم بهر چه بود ؟

من معتقدم هر انسانی وقتی به دنیا میاد در کنار پیشرفت وتکامل معنوی روحش باید یک کار در این دنیا انجام دهد

بعد برود

 .کاری که ماموریت او در زمین است. کاری که در عروج روحش به او کمک میکند.

این کار میتواند  نوشتن یک کتاب باشد یا تربیت فرزند یا ساختن یک پل یا حتی اذیت کردن  یک دوست

خدا هم برای اینکه انسان ها ماموریت خود را پیدا کنند نشانه هایی در زمین گذاشته

اگر کمی به آدم ها  وسیله ها   اتفاق ها ی دورو برمون  با دقت نگاه کنیم خیلی واضح این نشانه ها را می بینیم

به نظرم اگر کمی تلاش کنیم می فهمیم آمدنم بهر چه بود؟

 

نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 4:54 توسط ماه 5ام| |
به نام خدا

چند روز پیش رفتم کتابخانه مدرسه .می خواستم  ببینم دانش آموزان د بیرستانی در حال حاضر چه کتاب هایی می خوانند.همین جور که توی مخزن کتاب میگشتم چشمم افتاد به  کتابی با عنوان "خدا از شر مادر زن حفظت کند "

کنجکاویم گل  کرد و کتاب را برداشتم وبردم خونه .

کتاب را که خواندم چند تا سوال برم پیش اومد.1 واقعا مدرسه به چه نیتی این کتاب را خریده است؟  2 این کتاب چه طور اجازه انتشار گرفته است؟ 3 نویسنده کتاب موقع نوشتن این کتاب چه فکری می کرده؟

من آدم خوشبینی هستم وهمیشه سعی می کنم نکات مثبت کار را هم ببینم اما هر چه تلاش کردم حتی یک نکته خوب هم در این کتاب نبود.کتاب خیلی اعصابم را به هم ریخت .خیلی مغبون شده بودم.

راستش این چند وقت تا می خواستم یک چیزی بنویسم یاد این کتاب میافتم و می ترسم که نوشته من هم اینقدر بیفایده باشد

 

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 5:3 توسط ماه 5ام| |

من آدم خوشبختی هستم.

خونم خيلی بزرگ نيست ماشينم هم خيلی مدل بالا نيست حتی زندگيم هم چنين آش دهن سوزی نيست امامن خوشبختم.

خوشبختم چون کلی آدم مهربون دوروبرم هست.خوشبختم چون دارم با پاک ترين آدم دنيا زندگی می کنم. خوشبختم چون يک پری شاد در معنوی ترين لحظه زندگيش به ياد من هست .  خوشبختم چون هر وقت بخواهم بروم در غار تنهايی نبايد به کسی توضيح بدهم. خوشبختم چون با يک کيش ميش شاد می شوم . خوشبختم چون اصلا چرا بايد برای خوشبختی دليل آورد؟

من يک آدم خوشبختم

نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 1:6 توسط ماه 5ام| |

من دوست زياد دارم .دوست صميمی زياد دارم.دوست هايی که جونشون برای هم می رود اگر بخواهم تنگ ترين و صميمی ترين حلقه دوستيمو بشمارم ١١ نفری می شود .هر وقت ٢ تا دوست  صميمی را می بينم با خودم می گويم کاش من هم فقط يک دوست صميمی داشتم بعد تصميم می گيرم که از بين اين همه دوست يکی را انتخاب کنم اما نمی توانم.

چند وقتيست که همش به دوستام فکر می کنم و فهميدم که هر کدام از دوستان يک جنبه وجودی من را کامل می کنند.

به طور مثال هر وقت با ح.ف هستم يک جور شور و سرزندگی دارم که با هيچ کس ندارم يا آرامشی که ع.آ به من می دهد واقعا بي نظيراست يا ز.م کسيه که کمکم می کند تا با دنيا مهربان تر باشم يا ..........

من دوست زياد دارم و حاضر نيستم هيچ کدام را از دست بدهم
نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 21:21 توسط ماه 5ام| |

به نام خدا

فکر می کنم اگر وارد سياست می شدم آدم موفقی می شدم يا در قسمت بازاريابی يک شرکت کار می کردم يا حتی ليدر تماشاچيان يک تيم .

استعداد ذاتی من در همراه کردن ديگران با خود چيز عجيبی است به قدری با ذوق وشوق از کارم يافکرم يا وسيله مورد علاقه ام حرف می زنم که طرف مقابل به راحتی با من همراه می شود.

کافيست من يک کلاس خاص بروم يا از يک داروی تقويتی ويژه استفاده کنم يا حتی يک تکه کلام عجيب را بکار ببرم در مدت کوتاهی به صورت فراگير

در دوستان وفاميل بخش می شود .

مطمئن باشيد از فردا کلی وبلاگ جديد به اسم ماه های سال به وجود خواهد آمد.

اما اين استعداد در زندگی به درد من نمی خورد چون همسفر زندگيم عنصر وجودش <باد> است وتغيير دادنش غير ممکن  

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 23:11 توسط ماه 5ام| |